پایگاه اطلاع رسانی سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور - ریشه یابی لغت سرو
 
بازدید : 1141 11 آذر 1393 ساعت 9:52 شماره :31763

ریشه یابی لغت سرو

  درخت سرو یکی از درختانی است که در ادبیات فارسی بارها نام آن امده  است. در استان کهگیلیویه و بویراحمد، ارس یا سرو کوهی که در اصطلاح محلی «ول» نامیده می شود یکی از چهارگونه سوزنی برگان بومی ایران است که در ارتفاعات بالای 2هزار و 500متری در بین صخره ها می روید.  این درخت  عمری طولانی دارد و به دلیل ترشح نوعی مواد بنزنی یا آراماتیک (ترکیبات آل کالوئیدی) که درجه اشتعال بالایی دارد، با وزش باد و سایش ساقه ها روی هم آتش می گیرد و می سوزد. این نظر نیز وجود دارد که قطرات آب بر روی ریشه و تنه درخت، مثل ذره بینی عمل کرده و نور خورشید را با شدت بالایی گرفته و  این امر موجب آتش گرفتن درخت می شود.

    از این رو مردم این منطقه و سایر مناطق ایران اعتقاد دارند این درخت خود را می کشد یا می سوزاند. 
    
  
بر اساس لغت نامه دهخدا ریشه یابی لغت سرو بدین گونه است:
 
سرو. [ س َرْوْ ] (اِ) پهلوی «سرو» (فرهنگ وندیداد ص 206) و «سرب » (بندهشن ص 116)،طبری «سور» (سرو) (واژه نامه ص 448)، عربی «سرو»، سریانی «شربینا» (بضم اول )،اکدی «شورمنو» . اصل کلمه اکدی است . (معجمیات عربیه - سامیه ص 221). فرانسوی «سیپره » . «کوپرسوس » (ثابتی ص 187). (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). نام درختی است معروف و مشهور و آن سه قسم میباشد: یکی سرو آزاد و دیگری سرو سهی و سیم سرو ناز و عربان سرو را شجرةالحیة خوانند، چه گویند هرجا که سرو هست البته مار هم هست . اگر برگ آن را بکوبند و با سرکه بیامیزند موی را سیاه کند. (برهان ). درخت معروف و آن سه قسم است : سرو ناز که شاخهایش متمایل است ، سرو آزاد که شاخهایش راست رسته باشد و سرو سهی که دو شاخش راست رسته باشد.(رشدی)
 
 یکی بخرام در بستان که تا سرو روان بینی 
دلت بگرفت در خانه برون آ تا جهان بینی .

                                      خاقانی .


 
 آنکه نشک آفرید و سرو سهی 

آنکه بید آفرید و نار و بهی .

                                 رودکی .

 
 حمام وفاخته بر شاخ سرو و قمری اندر گل 
همی خوانند اشعار و همی گویند یالهفی .

                 منوچهری .



 



 




 | 
نام و نام خانوادگی :  
پست الکترونیک :  
متن پیام :